رویکرد جبرگرایانه در باب حکومت، حاکمیت و مردم در اندیشه سیاسی غرب وکلام سیاسی اسلام در بستر مفاهیم دینی

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی مستقل

نویسنده

گروه علوم سیاسی (اندیشه سیاسی)، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

چکیده
ازمصائب بزرگ بشری درطول تاریخ ، ظهور وبروزتفکرجبرگرایانه درامرحکومت وحاکمیت است که علت پیدایی ودر بسیاری موارد سبب پایایی حکومت های خودکامه شده است. سرّ بروز این رویکرد درجوامع بشری ، بطور کلی دوچیز است : یکی شبهه علمی آمیخته با تحجّر ، یعنی فهم ودرک نادرست وتفسیر وتاویل ناصواب وغیر منطقی از مفاهیم وآموزه های اصیل وبنیادین شریعت ودین است ودیگری شهوت عملی یعنی انگیزه حکمرانی ، تسلّط وتغّلب بر مردم باانتساب سلطنت وحکومت به اراده الهی وتقدیر وسرنوشت خداوندی . به عبارت دیگر راه ورسم همه حکومت های جبّار وفاسد این است که برای ادامه خود کامگی ، مردم را درسطح پایینی ازفکرواندیشه نگه دارند وبه طرق مختلف آنها را تحمیق کنند و پیوسته ازحقایق ، ارزشها واندیشه های اصیل دورنگه دارند. چراکه بیدارشدن ملّتها ، آگاهی ورشد فکری آنها، بزرگترین خطر برای حکومت های خودکامه است.استخفاف عقول به منظور استعمار فکری وعملی ملتها، روش حکومت ها وسلاطین خودکامه است که برای مردم در امر حکومت ، جایگاهی جز فرمانبری قائل نیستند.در این نوشتار به قرابت اندیشه جبرگرایانه ی چند تن از پیشقراولان در عالم غرب مسیحیّت وشرق اسلام ، در باب چگونگی ظهور وبروز حکومت ،حاکمیت وجایگاه مردم ، پرداخته می شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

رویکرد جبرگرایانه در باب حکومت ، حاکمیت ومردم در اندیشه سیاسی غرب وکلام سیاسی اسلام دربستر مفاهیم دینی

نویسنده English

Seyed Abdollah Mirghiasy
Department of Political Science (Political Philosophy Orientation), Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
چکیده English

ازمصائب بزرگ بشری درطول تاریخ ، ظهور وبروزتفکرجبرگرایانه درامرحکومت وحاکمیت است که علت پیدایی ودر بسیاری موارد سبب پایایی حکومت های خودکامه شده است. سرّ بروز این رویکرد درجوامع بشری ، بطور کلی دوچیز است : یکی شبهه علمی آمیخته با تحجّر ، یعنی فهم ودرک نادرست وتفسیر وتاویل ناصواب وغیر منطقی از مفاهیم وآموزه های اصیل وبنیادین شریعت ودین است ودیگری شهوت عملی یعنی انگیزه حکمرانی ، تسلّط وتغّلب بر مردم باانتساب سلطنت وحکومت به اراده الهی وتقدیر وسرنوشت خداوندی . به عبارت دیگر راه ورسم همه حکومت های جبّار وفاسد این است که برای ادامه خود کامگی ، مردم را درسطح پایینی ازفکرواندیشه نگه دارند وبه طرق مختلف آنها را تحمیق کنند و پیوسته ازحقایق ، ارزشها واندیشه های اصیل دورنگه دارند. چراکه بیدارشدن ملّتها ، آگاهی ورشد فکری آنها، بزرگترین خطر برای حکومت های خودکامه است.استخفاف عقول به منظور استعمار فکری وعملی ملتها، روش حکومت ها وسلاطین خودکامه است که برای مردم در امر حکومت ، جایگاهی جز فرمانبری قائل نیستند.در این نوشتار به قرابت اندیشه جبرگرایانه ی چند تن از پیشقراولان در عالم غرب مسیحیّت وشرق اسلام ، در باب چگونگی ظهور وبروز حکومت ،حاکمیت وجایگاه مردم ، پرداخته می شود.

کلیدواژه‌ها English

  • جبرگرایی
  • حکومت وحاکمیّت
  • اندیشه سیاسی
  • کلام سیاسی
  • تاویل مفاهیم دینی