نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی مستقل

نویسندگان

1 بلوار آیت الله کاشانی- جنت آباد جنوبی- کوچه سوم- پلاک 5- طبقه اول

2 عضو هیات علمی گروه روابط بین الملل دانشگاه آزاداسلامی

چکیده

سیاست خارجی ایالات متحده در مقاطع مختلف تاریخی نسبت به بازیگران موثر در نظام بین الملل متفاوت بوده است. با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید سیاست خارجی ایالات متحده در برابر کشورهای مختلف دچار تغییرات مختلفی شد که با سیاست خارجی اوباما تفاوت های اساسی داشت. تاکید ترامپ بر متغیرهای اقتصادی با توجه به پیشینه فعالیت های اقتصادی وی سبب نشد تا وی از رویکردهای تعاملی برای حل تنش ها و اختلافات با برخی دولت ها در خاورمیانه از یک سو و حل منازعات بین دولت ها در خاورمیانه از سوی دیگر بهره ببرد و مساله قدرت، امنیت و موازنه قوا در خاورمیانه به عنوان محوری ترین مفاهیم در عرصه بین الملل در سیاست خارجی وی نسبت به خاورمیانه در دوران ریاست جمهوری وی مطرح شد. خروج از برجام یکی از نمونه های بارز فاصله دولت ترامپ با رویکردهای تعاملی و صلح جویانه در خاورمیانه است. در مقاله حاضر مؤلفه های هژمونی اقتصادی، واگرایی اسلامی به بهانه تروریسم ، یکجانبه گرایی و افزایش سیاست بازدارندگی در سیاست خارجی ترامپ نسبت به خاورمیانه بر مبنای رویکرد نو واقع گرایی کنت والتز با روشی توصیفی- تحلیلی بررسی شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Investigating the parameters of Trump's foreign policy in the Middle East(From the beginning to the departure of the (JCPOA)

نویسندگان [English]

  • Alireza Beheshti 1
  • Esmaeil Shafiee 2

1 بلوار آیت الله کاشانی- جنت آباد جنوبی- کوچه سوم- پلاک 5- طبقه اول

2 Assistant professor,International Relations,Islamic Azad University,Shahreza

چکیده [English]

Foreign policy has differed at various points in its history from influential actors in the international system. With Donald Trump's arrival at the White House, US foreign policy vis-à-vis different countries has changed dramatically, with differences in Obama's foreign policy. Trump's emphasis on economic variables, given the background of his economic activities, did not enable him to use interactive approaches to resolve tensions and disputes with some governments in the Middle East on the one hand and resolve conflicts between governments in the Middle East on the other. Power, security, and balance of power in the Middle East were considered the most central concepts in the international arena of his foreign policy vis-à-vis the Middle East during his presidency. Leaving Bridgewater is one of the most significant examples of the Trump administration's distance from the interactive and peaceful approaches in the Middle East. In the present paper, the components of economic hegemony, Islamic divergence under the pretext of terrorism, unilateralism, and increased deterrence in Trump's foreign policy toward the Middle East are examined in a descriptive-analytical approach based on Kenneth Waltz's realism approach.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Neorealism
  • Middle East
  • Forirgn Policy
  • Donald Trump
  • United States