نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی مستقل

نویسنده

دکترای تخصصی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

چکیده

DOR:20.1001.1.25884565.1399.4.14.5.9
مسئلۀ نوشتارِ پیش رو، آزمودن نسبت بین «مولفه های منبعث از مدرنیتۀ غربی» در فرهنگ سیاسی ایرانِ پسا-انقلاب اسلامی و «سیاست خارجی زمانۀ هاشمی رفسنجانی» است. با روی کار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی و اشراف کامل بر اقتضائات زمانی به این نتیجه رسید که لزوما باید از رویکرد پراگماتیسم در سیاست خارجی جهت رسیدن به اهداف استفاده کرد. دولت مذکور نسبت به قدرت ساختاری غرب در ساختار دانش، ساختار مالی، ساختار امنیتی، ساختار تولید و ... آشنایی داشت، لذا تصمیم گیرندگان تصمیم را بر آن داشتند که با اتخاذ سیاست تنش زدایی و تعامل سازنده از روابط با کشورهای غربی به بهره های اقتصادی نائل شوند. از این رو، برای درک چرایی و چگونگی تدوین سیاست خارجی دوره سازندگی در این پژوهش سعی شده است تا مدرنیتۀ غربی را به صورتی برساخت گرایانه مورد واکاوی و تاثیر آن بر سیاست خارجی این محدودۀ تاریخی جمهوری اسلامی ایران بررسی نماید. به طور کلی، این پژوهش این پرسش را مطرح می نماید که: مدرنیتۀ غربی به عنوان یکی از سه ضلع فرهنگی هویت ملی ایران چگونه باعث قوام و دوام  سیاست خارجی دورۀ هاشمی رفسنجانی شده است؟ برای پاسخ به پرسش اصلی این پژوهش این فرضیه را مطرح می نماییم که از میان نظریه ها و رهیافت های تئوریک متکثر و متعدد برای بررسی ساختار داخلی و خارجی رویکرد برساخت گرایی بهتر از بقیه یارای آن را دارد تا بتواند تحولات سیاست خارجی دوره مورد بررسی را تبیین نماید. از این جهت سعی شده است ساختار و بافتار مقاله با زمینۀ برساختی مورد ارزیابی قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Constructivism, Western modernity and foreign policy of Hashemi Rafsanjani's time

نویسنده [English]

  • saeed chehrazad

PhD in Political Science, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Tehran, Iran.

چکیده [English]

The purpose of the present article is to test the relationship between the "components of Western modernity" in the political culture of post-revolutionary Iran and the "foreign policy of Hashemi Rafsanjani's time." With the coming to power of Hashemi Rafsanjani's government and full mastery of the requirements of the time, it was concluded that the approach of pragmatism in foreign policy must be used to achieve the goals. The government was familiar with the structural power of the West in the structure of knowledge, financial structure, security structure, production structure, etc., so decision-makers decided to benefit from relations with Western countries by adopting a policy of detente and constructive interaction. Achieve economic benefits. Therefore, in order to understand why and how to formulate the foreign policy of the construction period, in this research, an attempt has been made to study Western modernity in a constructivist way and its impact on the foreign policy of this historical region of the Islamic Republic of Iran. In general, this study raises the question: how has Western modernity as one of the three cultural aspects of Iran's national identity made the foreign policy of Hashemi Rafsanjani's era consistent and durable? To answer the main question of this study, we hypothesize that among the many theories and theoretical approaches to study the internal and external structure, the constructivist approach is better than the rest to be able to understand the foreign policy developments of the period under study. To explain. For this reason, an attempt has been made to evaluate the structure and context of the article with a constructive background.

کلیدواژه‌ها [English]

  • constructivism
  • culture
  • western modernity
  • Hashemi Rafsanjani's foreign policy